سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
686
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
« كسب معقولات و منقولات به درجهء اتم كرده ، به فضائل و كمالات مستثنى شد » . ( سفينه خوشگو ، ص 59 ) محمد افضل سرخوش دربارهء او نوشته است : « در فضائل و كمالات از مستعدان زمانه است ، در انواع فنون شعر و انشاءپردازى محسود اقران » ( كلمات الشعراء ، ص 79 ) . اصلح ميرزا وكشن چند اخلاص هم از او تعريف كردهاند و آزاد بلگرامى از مقدمهء ديوان عالى ، اين عبارت را نقل كرده است : « در بدايت حال به مناسبت شغل طبابت كه سمت موروثى بود حكيم تخلص مىبود ، آخر تصحيف چكنم اختيار تخلص حكيم را مانع شد و به فرمودهء استادى نواب دانشمند خان ، عالى تخلص كردم » . ( سرو آزاد ، ص 138 ) در نسخهء ديوان عالى ، چاپ لاهور در صفحهء 128 ، الف آمده است : « شكر و حمد حضرت واهب ، از اتفاقات حسنه نام اصلى كه به والدين الهام شد محمد است و تخلص به خاطر استاد القا يافته عالى است » . ملا شفيعا يزدى در سال 1060 ه ق به دربار شاه جهان حاضر شد و در سال 1081 ه ق درگذشت . ( شاهجهاننامه ، ص 115 ، 381 مآثر الامراء ، 2 / 30 ) « به قول خوشگو ، عالى ، به زيارت حج نيز مشرّف شده بود و چون در زمان عالمگيرى از زيارت برگشت به منصب پانصد سوار نايل گشت و لقب نعمت خان يافت . » ( سفينه ، ص 59 ) و اين لقب را در سال 1104 ه ق دريافت كرد و او هنگام فتح دكن شعر زير را سروده است : از نصرت پادشاه غازى * گرديد دل جهانيان شاد آمد به قلم حساب تاريخ * شد فتح به جنگ حيدرآباد ( 1097 ه ق ) پادشاه به عنوان صله ، خلعتى به او بخشيد ( سرو آزاد ، ص 136 ) . در همان زمان ، وقايع جنگ دكن را نوشت ، و وضع مالى او بهبود يافت و به ساختن خانه و باغ پرداخت . پادشاه در سال 1104 ه ق او را به سمت داروغهء آشپزخانه منصوب كرد و سپس به درباريان پيوست و در اينباره نيز شعرى سرود كه مطلع و مقطع آن چنين است :